مدرنيته و سبک زندگي ايراني

خرید بک لینک

شايد حدود شصت يا هفتاد سال قبل، پدربزرگ ها و مادربزرگ هاي ما، اولين بار يکديگر را سر سفره عقد ملاقات مي کردند و  قبل از آن نه کلامي رد و بدل کرده بودند و نه همديگر را ديده بودند. خانواده ها يا به اصطلاح بزرگترها، خودشان انتخاب کرده بودند، پسنديده بودند، قرار و مدارها را گذاشته بودند و مراسم را برگزار کرده بودند و در اين ميان کمترين سهم، از آن عروس و دامادي بود که قرار بود يک عمر با هم زندگي کنند. مقايسه شيوه همسرگزيني ميان نيم قرن پيش و امروزه، ما را درباره تغييرات فرهنگي بوجود آمده، شگفت زده خواهد کرد. در حوزه خانواده، تنها شيوه همسرگزيني دستخوش تغيير نشده، بلکه شاهد تغييرات زيادي در سبک زندگي، شيوه تربيت فرزندان، کارکردهاي خانواده، ارزش ها و نگرش ها، اولويت ها و ... هستيم.
نمي توان تاثيرات مدرنيته را بر ابعاد مختلف زندگي ناديده گرفت، بي شک جامعه ايراني نيز خواه ناخواه از اين تاثيرات مستثني نبوده است؛ اما سوال اينجاست که با توجه به بافت سنتي و مذهبي جامعه ايراني، مواجهه خانواده ايراني با مدرنيته چگونه بوده و در کدام موارد از آن تاثير گرفته است و اين تاثيرات، چه کارکردهاي مثبت و منفي اي براي خانواده ايراني داشته اند.  آيا مدرنيته باعث شده نقش خانواده در تعاملات اجتماعي کمرنگ شود؟ خانواده ايراني در تلاقي ميان سنت و مدرنيته کجا ايستاده است؟ آيا همچنان مي توان گفت که خانواده ايراني يک خانواده سنتي است يا يک خانواده مدرن يا چيزي ميان اين دو؟ اينها سوالاتي است که قصد داريم در اين نوشتار به آنها بپردازيم.
در اينجا به شاخصه ها ي اصلي مدرنيته اشاره مي کنيم و به تغييرات خانواده ايراني در آن حوزه مي پردازيم:

1-    عقلانيت
برخي از نظريه پردازان معتقدند عقلانيتي که دنياي مدرن با خود همراه آورده، فضايي منفعت طلبانه و غيرانساني را ايجاد مي کند که در آن هر فرد به اين مي انديشد که چگونه مي تواند با ابزارهاي موجود به بهترين شکل به اهداف خود دست پيدا کند و در اين ميان ديگران را ناديده مي گيرد.
اگر بخواهيم از اين منظر به خانواده ايراني نگاه کنيم، نشانه هايي از آن را خصوصاً در نسل سوم و چهارم مي بينيم. اين نوع عقلانيت باعث شده تا برخي جوانان، ارزش هاي ديني و اخلاقي را با محسوسات و عقل مادي بسنجند و اصولي را ناديده بگيرند، يا ارزش هاي سنتي مانند احترام به بزرگترها و ريش سفيدان را در مواردي که با عقل فردي شان در تضاد است، زير سوال ببرند و براي نمونه اينطور استدلال کنند که "من نمي توانم بپذيرم که چون کسي سنش از من بيشتر است، لزوماً درست مي گويد و بايد از او حرف شنوي داشت."

اما از نظر نگارنده جنبه هايي از عقلانيت مدرن را بايد به فال نيک گرفت. اين عقلانيت از اين جهت مي تواند به ما کمک کند که تعصبات بي جا و غيرمنطقي را تا حدودي کمرنگ کند. تعصبات  نژادي، قومي و قبيله اي، تعصبات خانوادگي و ناموسي نامعقول، تعصب نسبت به اصل و نسب، اعتقادات و باورهاي خرافي و .... از جمله مواردي است که درگذشته منشأ اختلاف ميان اعضاي خانواده يا چند خانواده مي شده است و امروز به مدد عقلانيت، منطق صحيح افراد مي تواند جايگزين نقش هاي سنتي و تعصبات بي مورد شود. البته بايد اين نکته را هم ذکر کنيم که جامعه ما هنوز با فضاي ايده آلي که در آن منطق درست و گفتگوي مبتني بر عقلانيت حاکم باشد، فاصله زيادي دارد.

2-    فردگرايي
در دوره مدرن، سوژه فردي اهميت مي يابد و بر آزادي هاي فردي و سوژه خودمختار تاکيد مي شود. فردگرايي به اين معناست که علايق و نيازها و اهداف فردي ترجيح داده مي شوند، ارزش ها و هنجارها، مبناي فردي دارند، کسب لذت فردي، در اولويت است، و استقلال و هويت فردي اهميت دارد.
فردگرايي از مواردي است که خانواده ايراني را دستخوش تغييراتي کرده، خانواده ايراني بذات جمع گراست و در بطن خود تلاش مي کند تا مصالح جمعي و فردي را در کنار هم در نظر بگيرد و حتي در مواردي مصالح جمعي را به مصالح فرد ترجيح دهد. اما تاکيد بيش از حد بر آزادي هاي فردي و فردمحوري باعث مي شود نوعي از خودخواهي و منفعت طلبي حاکم شود. براي نمونه باعث شود حرمت و قداستي که بزرگترها در گذشته داشتند، تا حدودي از بين برود و متاسفانه در بعضي خانواده ها اگر جوانان، پدر و مادرشان را مانعي براي دست يابي به اهدافشان ببينند، به راحتي با آنها قطع رابطه مي کنند.

3-    نقد سنت
اينطور نيست که بگوييم هر چه سنتي است، خوب و درست است و هر چه مدرن، بد و غلط. مطمئناً در هر زماني نسبت به گذشته نقدهايي را وارد مي دانسته اند، همان طور که در دوران پست مدرن به نقد دوره مدرن پرداختند.
چنان که اشاره شد در فضاي خانواده سنتي، تعصبات و باورهايي وجود داشت که بيشتر موجب دوري افراد از يکديگر مي شد تا نزديکي آنها. اگر نقد سنت ها منطقي و برپايه استدلال باشد، خوب است، اما اگر قرار باشد که اين نقدها تا جايي پيش رود که به طور کلي خانواده را زير سوال ببرد، نقدي افراطي و غيرواقعي است؛ چرا که با واقعيت هاي جامعه ما سازگاري و هم خواني ندارد. ما امروزه در جامعه مان شاهد مواردي چون بالا رفتن سن ازدواج، تن ندادن برخي جوانان به ازدواج، عدم تمايل برخي به فرزندآوري يا از سويي ديگر تمايل به مستقل زندگي کردن، اهميت قايل شدن بيش از اندازه براي جايگاه دوستان و ... هستيم، که نشان از نقد افراطي اين دسته نسبت به ارزش هاي خانوادگي دارد و تعديل ديدگاه هاي آنها ضروري است.

سخن آخر
در اين نوشتار به چگونگي مواجهه خانواده ايراني با مدرنيته پرداختيم و نکته هايي را خاطر نشان کرديم. بايد به اين نکته نيز اشاره کرد که جامعه ايراني، شامل طيف هاي وسيعي است و بررسي تغييراتي که بر اثر مدرنيته در همه اين طيف ها (مانند شهري و روستايي، بي سواد و تحصيل کرده، طبقه بالا، متوسط و پايين و ...) ايجاد شده، در اين نوشتار نمي گنجد.
حال با توجه به موارد مذکور، بايد به اين سؤال پاسخ دهيم که آيا خانواده ايراني کماکان خانواده اي سنتي است يا تبديل به خانواده مدرن شده است يا هيچکدام؟ و آيا خانواده ايراني رو به فروپاشي است؟

از نظر نگارنده، مواجهه خانواده ايراني با مدرنيته موجب تعاملي شده است که در برخي موارد به تعديل سنت ها و در برخي موارد به کمرنگ شدن ارزش ها منجر شده است. اما با اين حال در جامعه ما، خانواده هنوز هم از اهميت و جايگاه بالايي برخوردار است و نمي توان شواهدي براي فروپاشي يا از بين رفتن نقش خانواده در تعاملات اجتماعي يافت. خانواده ايراني حتي شايد بيشتر از گذشته براي تربيت فرزندان اهميت قايل است، آموزه هاي اخلاقي نقش مهمي خصوصاً در روابط ميان افراد خانواده ايفا مي کند و در عين حال نقش حمايتي خانواده ايراني نيز بسيار پررنگ است.

سبک زندگي ايراني اسلامي...

ما را در سایت سبک زندگي ايراني اسلامي دنبال می‌کنید

برچسب: مدرنیته و سبک زندگی, نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 9:17

صفحه بندی