شکستن مرز فضاي حقيقي و مجازي
اين مسئله براي کاربران نوجوان و جوان اهميت بيشتري مييابد؛ چرا که در اين سنين، هنوز هويت افراد به طور جامع شکل نگرفته است و حضور در دالانهاي مجازي اينترنت، از اتاقهاي گفتوگو گرفته تا شبکههاي اجتماعي، به آنان فرصت آن را ميدهد تا براي خودشان هويتي متفاوت از دنياي حقيقي پيرامون خود خلق کنند و همين امر منجر به رشد خيالبافي و دور شدن از پذيرش شرايط حقيقي زندگي ميشود.
در اين حالت، جوان مرز بين فضاي رئال و فضاي مجازي را گم ميکند و همان طور که از محيط پيرامونش تأثير ميپذيرد، از فضاي مجازي نيز متأثر ميشود. اهميت اين محور در اينجاست که همين هويت مجازي به افراد اجازه ميدهد تا خود را هر گونه که دوست دارند معرفي کنند و از آنجايي که هيچ کس نميتواند پي به هويت حقيقي آنها ببرد، پس افراد در محيط اينترنت خود را مُجاز به شکستن خطوط قرمز فضاي حقيقي ميدانند و همين هنجارشکنيها از سوي برخي از افراد پيشرو، مسير را براي ديگراني که حتي در فضاي مجازي ملاحظات ارزشها و هنجارهاي اجتماعي را دارند باز ميکند و به نوعي سبب عاديسازي رفتارهاي خلاف اصول و قواعد اجتماعي محيط حقيقي ميشود.
بياطلاعي والدين از پشت پردهي فضاي مجازي؛ زمينهساز گسست نسلي
اغلب والدين سواد استفاده از فضاي مجازي را ندارند و چندان با قانون و قواعد بسيار خاص اين فضا آشنايي ندارند و همين محور موجب ميشود تا نظارت مناسبي بر کارایی فرزند جوان و نوجوان خود نداشته باشند. در چنين حالتي، جوانان و نوجوانان با حضور در فضاي مجازي و مواجهه با سيل گزارشهاي درست و نادرستي که از هر طرف او را احاطه ميکند، آمادهي پذيرش چيزهايي شود که در وراي هجوم اين بیانات به او القا ميشود. همين امر سبب شده است تا اينترنت و فضاي مجازي زمينههاي گسست فرهنگي بيننسلي را فراهم آورد و اين مسئله بر کنترل خانواده روي رفتار جوان و نوجوان اثر بسيار سوئي خواهد داشت.
بلوغ جنسي زودرس در اتاقهاي گفتوگو و شبکههاي اجتماعي
بسياري از محتواهاي ارائهشده در فضاي مجازي، به خصوص شبکههاي اجتماعي نظير فيسبوک و اتاقهاي گفتوگو، بدون در نظر گرفتن اقتضاي سني مخاطب، در معرض ديد و برداشت و تحليل وي قرار ميگيرد. اغلب اين محتواها، اعم از متن، عکس و فيلم نيز داراي زمينههاي انحرافي هستند. بنابراين ميتوانند جوان و نوجوان را که در شرايط خاص جسمي و غليان غرايز جنسي قرار دارد، دچار سردرگمي کند و از مسير ارزشها منحرف سازد.
اين محور تا حدي اهميت دارد که بر پایه گزارشهاي منتشرشده، رئيسجمهور آمريکا به فرزندان خود اجازهي فعاليت در فيسبوک را نميدهد. اين در حالي است که شبکههاي اجتماعي نظير فيسبوک يا اتاقهاي گفتوگو مروج سبک زندگي غربي هستند، اما انگار مأموريت اين شبکهها بيشتر براي تغيير ارزشها و سبک زندگي حاکم در کشورهاي ديگر است.
هنجارشکني در سايهي گمنامي
بايد توجه داشت رفتارهاي خلاف ارزشهاي يک جامعه، در محيط واقعي، با تغيير نگاه و مؤاخذهگري، چه از سوي نهادهاي نظارتي و انتظامي و چه به وسيلهي نگاههاي ملامتگر ساير اعضاي جامعه همراه است، اما در فضاي مجازي و اينترنت، چنين قوانيني وجود خارجي ندارد و يک کاربر اينترنت ميتواند حتي جنسيت خود را پنهان کند و با هويتي دقیقاً متفاوت از آنچه هست در شبکههاي اجتماعي يا اتاقهاي گفتوگو حاضر شود و همين گمنامي و هويت مجازي است که به افراد اين فرصت را ميدهد که هنجارشکني کنند بيآنکه مؤاخذهاي در کار باشد.
محملي براي ترويج باورهاي انحرافي و سبک زندگي غربي
اتاقهاي گفتوگو و شبکههاي اجتماعي محلي براي ابراز عقايد و باورها و طرح شبهات است بيآنکه کاربر شناخته شود يا برچسب بخورد. به ويژه آنکه در بسياري از موارد، جوانان و نوجوانان ما مجال مناسبي براي ابراز وجود و بيان ديدگاهها و شبهات ديني خود پيدا نميکنند. در مقابل اما اغلب کساني که توانايي پاسخگويي به اين سؤالات و شبهات را دارند، در اين شبکهها عضو نيستند يا حضورشان آنچنان کمرنگ است که در عمل، اين فضاهاي اينترنتي به محملي براي ترويج باورهاي انحرافي و شبهاتي ميشود که ميتواند زيربناي فکري جوان و نوجوان را دستخوش تغيير کند؛ آنچنان که سبک زندگي وي را آن قدر غربي نمايد که حدود ارتباط با نامحرم را زير پا بگذارد.
آثار سوء اينترنت بر خانواده
با افزايش فراگيري اينترنت و کاربران فضاي مجازي، اعتياد تازهاي شکل گرفته است. اعتياد به اينترنت يک واژه نيست، بلکه يک حقيقت است که سبب دور شدن اعضاي خانواده از يکديگر ميشود. از سوي ديگر، بسياري از کاربران فضاي مجازي، جوانان متأهلي هستند که در اتاقهاي گفتوگو و شبکههاي اجتماعي عضو ميشوند و برخي از تصاوير بدحجاب به نمايش درآمده در آلبومها يا نمايههاي فيسبوک، زنان شوهردار هستند و اين به معناي آن است که فضاي مجازي، نظام ارزشي موجود در جامعهي ما را از طريق تغيير در سبک زندگي، دچار دگرگوني نموده است. همين تصاوير و پوششهاي نامتعارف اما خط قرمزهاي ارتباط نامحرم را ميشکند و در نهايت، موجب فراهم آمدن زمينههاي خيانت در زندگي و ارتباطات نامابتدا ميشود.
حضور افراد آگاه در شبکههاي اجتماعي
در حال حاضر نيز شاهد حضور افراد آگاه و ارزشي در فضاهايي همچون فيسبوک هستيم که ميتوانند با حضور در کنار جوانان و نوجواناني که ميخواهند فضايي متفاوت را تجربه کنند، ضمن جلب اعتماد آنان به عنوان افرادي آگاه و مسلط به قوانين شرعي، شبهات موجود در ذهن جوانان و هم به افرادي که مغرضانه شبههپراکني ميکنند پاسخ دهند.
فعال کردن فضاهاي ارزشي همچون پايگاههاي بسيج و مساجد در جذب جوانان از همهي طيفها و سليقهها: بديهي است زماني که در فضاهاي ارزشي اجازهي حضور سليقههاي مختلف داده نشود و به جوانان اجازه طرح سؤال و شبهات ذهنيشان داده نشود، اين افراد به اشخاصي اعتماد ميکنند که به نوعي حرف دل آنها را ميزنند يا با آنان همعقيدهاند. بسياري از دوستيهاي فضاي مجازي بر اساس يک ابراز عقيده يا بيان سؤال و شبههاي که در ذهن بسياري از جوانان ديگر است شکل ميگيرد؛ در حالي که ما در نهادينه کردن ارزشها و باورها به کمک بالا بردن بیانات و آگاهيهاي ديني جوانمان ضعيف عمل نمودهايم.
نقش پررنگ آموزشوپرورش و آموزش عالي در ايمنسازي جوانان در مقابل هجمههاي فضاي مجازي: آموزشوپرورش، به عنوان بنياديترين نهاد آموزشي، وظيفهي نهادينهسازي ارزشها و پاسخگويي به سؤالات کودکان، نوجوانان و جوانان را دارد. اين نهاد همچنين از طريق ارتباط با اوليا، در افزايش آگاهيها و تبيين لزوم بالا رفتن سواد کامپيوتري آنها براي نظارت بر نحوه عملکرد فرزندانشان، نقش مهمي دارد. ضمن آنکه اين نهاد يکي از اصليترين سازمانهايي است که ميتواند از طريق برنامههاي آموزشي و کتب درسي، سبک زندگي ايرانياسلامي را در کودکان نهادينه کند و آنان را در برابر فرهنگ غربي واکسينه نمايد. وزارت علوم نيز ادامهدهندهي اين وظيفه و روند در سنين حساس جواني است.
فضاي مجازي و اينترنت در دنياي در زمان حاضر ما به گونهاي نفوذ کرده است که نميتوان زندگي بدون آن را تصور کرد، اما همين فضا آسيبهاي متعددي را با خود به دنبال داشته است که يکي از اصليترين اين آسيبها، تغيير سبک زندگي و شکستن مرز باورها و ارزشهايي همچون حجاب و حيا در ميان بانوان و دختران جوان ماست؛ قشري که قرار است مولد و پرورشدهندهي نسلهاي بعدي باشند و با تغيير در هويتشان، ميتوان هويت نسل ايراني را استحاله کرد. غرب و حاکمان فضاي مجازي براي نيل به چنين هدفي، برنامهريزي گسترده دارند.
از همين روست که رهبر فرزانهي انقلاب ميفرمايند: براي بنده حوزهي فضاي مجازي به اندازهي انقلاب اسلامي اهميت دارد. در برابر اين مهم اما مسئولان وظايف متعدد و مهمي دارند، از جمله افزايش آگاهيهاي عمومي، تقويت آموزشوپرورش و جديتر پرداختن به فعاليتهاي مرکز ملي فضاي مجازي. در اين صورت ميتوان از فضاي مجازي به عنوان يک فرصت بهره گرفت، بيآنکه تهديدهاي آن برايمان دردسرساز شود.
برچسب:
نویسنده: هیراد کاظمی