در روز جاریه ميتوان مدعي شد فضاي مجازي و اينترنت در سطحي گسترده با فضاي رئال رقابت دارد؛ با اين تفاوت که اين دنياي مبهم، اما جذاب، روزبهروز گستردهتر ميشود، اما دنياي پيرامون ما براي رشد و گسترش، لااقل زمان بيشتري نياز دارد. همين گستردگي فضاي مجازي اما سبب شده است تا در کنار تمامي کاربردها و ويژگيهاي منحصربهفردي که اين شبکه را هر روز گسترش ميدهد، شاهد بروز روزافزون چالشهاي متعددي نيز باشيم؛ چالشهايي که نه فقط در جامعهاي ارزشي همچون ايران، بلکه حتي در جوامع اروپايي و آمريکا نيز نگرانيهايي را در پي داشته است.
يکي از اين نگرانيها اثرگذاري اينترنت، به ويژه فضاهايي نظير شبکههاي اجتماعي و اتاقهاي گفتوگو بر رفتار و روابط اجتماعي افراد جامعه و از بين بردن قبح و حدود روابط زن و مرد است. اگر شما هم به شبکههايي نظير فيسبوک سري زده باشيد، به عمق اين نگراني پي ميبريد.
يکي از مهمترين چالشهايي که در پي توسعهي سريع جوامع ايجاد ميشود، تضادهاي فرهنگي جامعهي مد نظر با ابزار و دستاوردهاي توسعه است. در اين ميان، بديهي است با سرعت گرفتن رشد توسعه، اين تضادها به شکل برجستهتري نمايان ميشوند و آسيب بيشتري را متوجه آن جامعه ميکنند. از همين روست که جوامع در حال توسعه، همواره در کنار بهرهگيري از فوايد تغيير ساختار اجتماعي و اقتصادي، با تبعات ناشي از تغييرات فرهنگي ناشي از اين پيشرفت سريع دستوپنجه نرم ميکنند. از سوي ديگر، در دنياي کنوني ارتباطات و فناوري گزارشها، سرعت توسعهي صنعتي و علمي آنچنان از فراهم آمدن زيرساختهاي فرهنگي و اجتماعي پيشي گرفته است که خيلي وقتها به نظر ميرسد اخلاق و ارزشها در جادهي توسعه زير گرفته ميشوند.
فروپاشي نظامهاي اخلاقي در جامعه اما به معناي در دست داشتن ابزار علم بيتعهد است. ورود اينترنت و گسترش لحظهاي کاربران اينترنتي، بدون فراهم آمدن زيرساختهاي فرهنگي لازم، به مثابهي شمارش معکوس بمبي در ميان ارزشها، باورها و هنجارهاي مليمذهبي و در يک کلمه «سبک زندگي» ماست. البته اين تکنولوژي، خدمات بسياري را براي ما فراهم ميآورد و بسياري از امور را برايمان تسهيل ميکند و بايد اذعان داشت در دنياي در روز جاریي نميتوان از اين تکنولوژي چشمپوشي کرد.
اينترنت در ايران
مطابق گزارش اتحاديهي جهاني مخابرات، کشور ما از نظر بهرهمندي از اينترنت، در بين 187 کشور جهان، رتبهي 87 را دارد که بر پایه طبقهبندي اتحاديهي جهاني مخابرات، جزء کشورهاي متوسط به شمار ميرود. همچنين 35 درصد استفادهکنندگان اينترنت را قشر جوان تشکيل ميدهند و ميانگين زمان صرفشده براي اينترنت 52 دقيقه در هفته است.
از سوي ديگر، شبکههاي دوستيابي در کشور ما به سرعت در ميان جوانان ايراني محبوب شده است و ايرانيها رتبهي سوم را در اين شبکهها کسب کردهاند.
فيسبوک معروفترين شبکهي اجتماعي است و هماکنون بيش از يک ميليارد نفر، عضو اين شبکه هستند و اکنون، بيشترين استفادهکنندگان آن در دنيا، جوانان 18 تا 25 سال هستند. بررسي نفوذ شبکههاي اجتماعي مجازي در ميان کاربران ايراني نشان ميدهد ايرانيان در سالهاي 1383 و1384 رتبهي چهارم وبنويسان جهان را کسب کردند. همچنين يکي از فعالترين کاربران شبکههاي مجازي مانند فيسبوک محسوب ميشوند. طبق آمار رسمي «اورکات»، کاربران ايراني با شش درصد، در سالهاي 1384 و 1385 نصف آمريکاييها و دو برابر هنديها، رتبهي سوم در ميان اعضاي «اورکات» را کسب کردهاند. آمار کاربراني که محل اقامت خود را خارج از ايران ذکر کردهاند جزء اين رقم محسوب نميشوند.
تمام اين آمار و ارقام در حالي منتشر ميشود که زيرساختهاي فرهنگي اينترنت در ايران با چنين سرعتي گسترش نيافته است وفضاي مجازي براي جامعهي ما فضايي مبهم است که سعي دارد از طرق مختلف، سبک زندگي و ارزشهايي همچون حجاب و حيا را از بانوان جامعهي ما بگيرد.
حاکميت فرهنگ مسلط به عرصهي فناوري دادهها
فضاي مجازي عرصهي حضور قدرتهاي دادههاي و محتوايي است. بنابراين جوامعي که قدرت بيشتري در اين عرصه دارند، بالطبع حضور قويتري در اين فضا خواهند داشت و اين بدين معناست که فرصت بيشتري براي تأثيرگذاري بر روي ديگر فرهنگها و تمدنها دارند. همين محور به فرهنگهاي ارزشي، غني و باريشهاي که به دلايل متعدد، از حضور مؤثر در فضاي مجازي محروم يا ناتواناند، آسيب جدي وارد ميکند و به نوعي آنها را در معرض استحاله و اثرپذيري از فرهنگهاي بيگانهي مسلط بر فضاي مجازي قرار ميدهد.
به بيان ديگر، دهکدهي جهاني گاهي شبيه جنگلي ميشود که در آن، قويترها ميمانند و ضعيفترها يا ميروند يا زير سلطهي آنان زندگي ميکنند. از سوي ديگر، بايد توجه داشت فضاي مجازي و تکنولوژيهاي مرتبط با اين دنيا، اعم از سختافزاري و نرمافزاري، دانشي است که در غرب توليد شده و هنوز هم امتياز اين علم در دست آنان است.
بنابراين سياستگذاريهاي اين دنيا بر پایه راهبردهايي چنين جوامعي طرحريزي ميشود. غالب و محتواي عرضهشده در فضاي مجازي نيز از سوي کشورهاي صاحب امتياز اين فضا توليد و عرضه ميشود، اما از آنجايي که اين محتوا قرار است خوراک فکري و زيربناي باورهاي تمام کاربران فضاي مجازي در سراسر جهان را تأمين کند، در اين راستا، ذائقهي مخاطب و پارهاي اصول روانشناختي نيز براي اثرگذاري بيشتر، چاشني محتوا و غالب ميگردد و سبب ميشود تا غرب و آمريکا از طريق امواج ماهوارهاي و فيبرهاي نوري، در خانهي يکايک مردم ديگر کشورها، براي خود پايگاهي بسازند؛ پايگاهي که به اندازهي يک دستگاه رايانه است، اما قدرتي براي تسلط بر انديشه و سبک زندگي کاربران در وراي آن وجود دارد.
با نگاهي به تصاوير به نمايش درآمده از بانوان و دختران جوان ايراني در فضاي فيسبوک، ميتوان دريافت دادهها و محتواي ارائهشده در فضاي مجازي چگونه در مقابل ارزشهاي جامعهي ما قد علم کرده و تا چه اندازه نيز موفق بوده است. اينکه چرا بر روي ارزشهايي همچون حجاب و حيا سرمايهگذاري ميشود و بانوان جامعهي ما مورد هدف قرار ميگيرند نيز امري بديهي است. با تغيير نگرشها و سبک زندگي بانوان، به عنوان مسئولان اصلي زاد و ولد و پرورش نسل آينده، ميتوان هويت ايراني را دستخوش تغيير کرد.
اما اگر بخواهيم اثرگذاري فضاي مجازي بر روي روابط زن و مرد و بحث حيازدايي را آسيبشناسي کنيم، بايد ابتدا ويژگيهاي فضاي مجازي را مورد مطالعه قرار دهيم.
شکلگيري هويت مجازي
هرچند ارتباطات در فضاي مجازي را به عنوان نسل جديدي از ارتباطات اجتماعي بايد پذيرفت، اما اين فضا به کاربر فرصت داشتن يک هويت مجازي را هم ميدهد. در واقع ميتوان گفت حضور بيش از اندازهي کاربران در فضاي مجازي ميتواند آنان را از هويت حقيقيشان دور کند و اين دور شدن از دنياي واقعيتها، بر تمام لايههاي زندگي افراد اثرگذار خواهد بود.
برچسب:
نویسنده: هیراد کاظمی